»  اشعار   »   غفلت

غفلت

مدیرسایت بازدید 178

وای   دریا   شده  آبستن    آتشزایی
آتش   شعله ور  رو   بفلک    بر پایی
از کران تا بکرا ن چشم  جهانی نگران
بر تو ای آتش  جوال  در آن  آب گران
سوزد اندر دم آتش فش آن نفت برت
پیکر نفت  بران به  شرشر پنجه  ورت
چه سیه شوم شبی بودکه رخدادحریق
چه تبه بار دمی بود که شد  سد طریق
از تساهل فتن و مفسده آید  به  ظهور
از  تغافل خطر  و  حادثه  پاید به وفور
آوخ از غفلت یک لحظه و یک عمر فنا
آوخ از بد که پدیدار  کند  دست   قضا
حاش لله که قضا نیست بجز غفلت ما
غفلت ماست که شد مایه ور  ذلت  ما

منوچهر برومند م ب سها

پاریس 2018/1/10

 

روز شنبه شانزدهم دیماه هزارو سیصدونود شش برابر با ششم ژانویه دوهزارو هیجده کشتی ام وی سانچی به طول دویست و هفتاد و چهار متر متعلق به شرکت ملی نفت کش ایران که با پرچم پاناما  حامل صد و سی و شش هزار تن نفت خام و میعانات گازی جهت حمل به داسان کره جنوبی بود ،بر اثر یک لحظه غفلت در سواحل چین بایک  کشتی غله بر چینی به نام  کریستال که شصت و چهار هزار تن بار غله داشت برخورد کرد. بر اثر آن مشتعل شد . سی تن ایرانی و دو تن بنگلادشی که سرنشین کشتی سانچی بودند ، ناپدید شدند ولی به  کشتی کریستال صدمه ای اساسی وارد نیامد ، تمام سرنشینانش از این حادثه جان بدر بردند

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید