»  تاریخی اجتماعی   »   سانسور

سانسور

مدیرسایت بازدید 105

نقل و نشر آزاد انديشه از اهم حقوق حقه آدمى است.و جلو گيرى از آن كه تفتيش يا سانسور ناميده مى شود ، و ظاهراً از روى مصلحت انديشى اعمال مى گردد ،عملى فرهنگ ستيزانه است كه مانع رشد فكرى مى گردد.

نقل و نشر آزاد انديشه از اهم حقوق حقه آدمى است.و جلو گيرى از آن كه تفتيش يا سانسور ناميده مى شود ، و ظاهراً از روى مصلحت انديشى اعمال مى گردد ،عملى فرهنگ ستيزانه است كه مانع رشد فكرى مى گردد. و مآلاً بروز نقصانهاى اجتماعى را در پى دارد. سانسور را ، قدرت مداران ، در جوامع استبدادى از اين رو به كار مى برند، كه مى پندارند، تعاطى آزاد افكار از دوام يا استمرار قدرت شان مى كاهد، و آگاهى جمعى آنها را، از ماندن واعمال زور و حكومت كردن باز مى دارد. حال آنكه اعمال روز وتبعات اجتماعى اش نمى تواند، امرى پايدار باشد، و عاقبت به شورش جمعى مى انجامد، و نهاد هاى استبدادى را بنيان كن
مى كند!
خون فاسد گشته را زنهار فصدى مقتضى است
چرك چون آماس يابد لاجرم نشتر زنند
دير يا زود سد سديد ترس و خود سانسورى كه به تبع سانسور رسمى دامن گير افراد و آحاد مردم است ،مى شكند ، زمزمه هاى در گلو خفته، به فرياد هاى اعتراض جمعى بدل مى گردد. و به حكومت هاى خود كامه پايان مى دهد. ولى از آنجا كه سانسور مانع رشد فكرى و موجب ناآگاهى گشته، اعتراضات جمعى و وقايع پيامدش ، به تحول و تكامل جامعه كمك نمى كند! و راه گشاى رفاه و رشد نمى گردد ! بل كه تسلط سريع استبداد و استقرار حكومت خود كامه ديگرى را بر مبناى بينشى متفاوت از بينش پيشين جاى گزين مى كند! و باز همچنان، در، بر پاشنه پيشين مى چرخد. درست نقطه مقابل جوامعى كه چون حفظ قدرت و منافع يك فرد، ويا يك گروه و يا يك قشر اجتماعى مطمح نظر نيست. وقانون به ضرر اكثريت مردم مدون نشده، نيازى به اعمال سانسور و تفتيش نمى باشد. مسائل مشترك اجتماعى و مشكلات و معضلات ومبتلابهات عامه مردم از راه گفت وشنود و مشورت و انتقاد آزادانه بى رادع و مانع ، طرح و حل و فصل و چاره انديشى مى گردد، و آگاهى و بيدارى وجدان عامه مردم و حاكميت قانون و نهادهاى قانونى را رقم مى زند. به عبارت ديگر آزادى و مردم سالارى هنگامى تحقق مى يابد، كه در بينش و وجدان جمعى مردم احساس شود ، مطلق گرائى و شخصيت پرستى ناشى از فرهنگ استبدادى با شكستن قلم ها وبستن دهانها تحميل نگردد. گفتن و نوشتن فرزند ضرورتى تلقى شود كه از ارتباط انسان بزندگى تولد مى يابد. گوينده و نويسنده ترقى ادراك عامه را وجهه همت سازد. از جبن و هراس يا تاثير عنف و شدت ، زبان در كام نكشد و قلم در جيب ننهد. يا سخنى نگويد و مطلبى ننويسد،كه ناشى از نداشتن استقلال فكرى او باشد. و از شرافت انسانى او بكاهد!
منوچهر برومند سها

دیدگاهتان را بنویسید