»  اشعار   »   فراموشم مکن مادر

فراموشم مکن مادر

مدیرسایت بازدید 163

چه بودت حاصل اى مادر بجز رنج و پريشانى
از آن ساغر كه ساقى ريخت در جامت بآسانى
هواى عالم علوى چو بودت آرزو بردل
رسيدت وقت معراج و حصول وصل ربانى
چه سان گيرد قرار آرام چو مرغى در قفس باشد
كه از جان دوستر دارد همائى بال افشانى
رها گشتى زبند تن، سبكبالى ز غم ايمن
من و درد فراق تو ، فغان زين نابسامانى
فراموشم مكن مادر ، اسيرم تخته بند تن
ببندش مى سپارم جان ز فرط حزن و پژمانى

 

پاريس سوم ژوئيه ٢٠١٨

سروده منوچهر برومند
م ب سها

دیدگاهتان را بنویسید