»  اشعار   »   هراسان بنگر و لرزان نظر دوز

هراسان بنگر و لرزان نظر دوز

مدیر سایت بازدید 110

هراسان بنگر و لرزان نظر دوز

كران تا بيكران مُلک پيداست
بهر سو بنگرى خونابه برجاست

بهر سو مدفن گردى سلحشور
چورخشان چشمه ى خورشيد ، پرنور

به هر سو شرزه شيرى خفته در خاك
به هر سو سينه اى از تیغ پر چاك

شود اندوه‌ جانسوزی پديدار
سرشکم‌‌ بی امان لغزد به رخسار

نسيمى بر وزد نالان بر آتش
نوايى آيدم در گوش ناخش:

براين مُلْکِ نَژَنْدِ آرمان سوز
هراسان بنگر ولرزان نظر دوز

دیدگاهتان را بنویسید